سالها
یک سال گذشته و ما الان سر خونه زندگیمون رفتیم خیلی زود گذشت الان بیشر از دوساله که میشناسمش و خیلی بهش وابسته ام خداروشکر که زندگیم خوبه درسته سختی هایی کشیدم ولی ارزشششو داشت خیلی همدیگرو دوست داریم شاید میلاد تو ظاهر نشون نده ولی ته دلش عاشقمه اینو حس میکنم گاهی وقتا برای اینکه مردونگیشو مثلا ثابت کنه سرم داد میزنه یا با کارام مخالفت میکنه ولی زود نظرش عوض میشه با حرف زدن زود میشه سرشو گول مالید خیلی دلش کوچیکه
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 18:21 توسط م.ن
|
اینجا یه مکان خصوصیه برای دل عاشق دلی که خیلی وقته عاشقش شده میخوام خاطراتم همیشه واسم زنده بمونه هیچ لحظه ی از یادم فراموش نشه