عمل دست مامان

در روز19 تیر مامان رفت بستری و 20 هم عمل کرد عمل پیوند رباط دست من که نتونستم بیمارستان برم مژده دو روز موند ولی منم از فرداش هرروز دیگه اونجا بودم تقریبا تو دوهفته هرروز رفتم دیگه کلا نمیتونس دست چپش تکون بده الان که 20 روزی گذشته فقط در حد چپ و راست کردن ولی همچنان درد داره ونمیتونه خوب بخوابه

مصلی

دیشب قسمت شد رفتم مصلی .ساعت ۱۲شب

لیانا خونه بابام بودیم اونجاخوابید منم سریع زدم بیرون

بامترو رفتم خیلی شلوغ بود تابرسم خود صحن مصلی فکر کنم باپیاده رویش حدود ۲ساعت طول کشید خیلی شلوغ بود جمعیت زیاد و ازهر شهری بودن حس حال قشنگی بود هرکی یجوری خودشو رسونده بود وقتی رسیدم کریمی داشت مداحی میکرد و بقیه زارمیزدن شعارمیدادن انگار هرکی یجوری یچیزی ازدست داده بود شایدده دقیقه بیشتر هم نشد میلاد پایینتر هنوز توموکب بود گفت بیا بریم باموتور برگشتیم حدودساعت ۳بود ولی خیابونا هنوزشلوغ بود

مراسم رهبر

به سرعت برق باد محرم هم تموم شد

امسال خیلی برام متفاوت بود چون تقریبا هرشب میرفتم میدان انقلاب خیلی جو قشنگ و زیبایی حسابی شلوغ وپورشور بود کیف میکردم علاوه ب اینکه شبای قبلش هم رفته بودم ولی تومحرم حس وحال عجیبی بود مداحی و جمعیت زیاد نور قرمز هماهنگی بین مردم اصلا وصف کردنش هم لذت میبرم

امسال دهملا نرفتیم چون هم خیلی گرم بود هم سختم بود میدونستم لیانا اذیتم هم میکنه میلادم که کلا هییت میره

این هفته هم مراسم تشیع رهبر عزیزمونه ایشالله که بتونم برم خیلی دلم میخواد برسم به مراسم حتی چنددقیقه

میلاد کلا این چند روزکه خودشون درگیر مراسم و موکب خودشونن