اش وکاسه
خب دوباره همون اش وکاسه بلی بعد دوماه دوباره میلاد رفت مغازه بااینکه شرای مالی خیلی بد بود ولی من راحتر بودم واصلا هم دلم نمیخواست برگرده پیش باباش چون اعصاب وروان ارومتری داشتیم .دیشب هم باباش یه ماشین گرفته و پژو برگردوند به خودمون فعلا دستمون باشه چون پارکینگ خودشون جا نداشته .منم گفتم اگه میششه بفروشش یه 206بگیریم بقیشم بدیم باباش راحت بشیم حداقل تکلیف ماشین روشن بشه
اینجا یه مکان خصوصیه برای دل عاشق دلی که خیلی وقته عاشقش شده میخوام خاطراتم همیشه واسم زنده بمونه هیچ لحظه ی از یادم فراموش نشه