شام مهمونی

دیروز عزیز و عمه ها شام مهمون ما بودن امروز هم مامان اینا و ملیکا شام میان اینا تموم بشه یه مهمونی دیگه میمونه که محسن وبابا ایناهم بیان دیگه خیالم راحته کسی خاص دیگه ی شام نیستن اگرم بیان شب نشینی طورن لیانا که خوابیده شام حاضره کارامو کردم یکم شاید بخوابم دیروز چقدر بدو بدور کردم امروز ریلکسم

عید1403

امسال عید قشنگ گشتیم و خوش هم گذشت خداروشکر یه روزبل عید رفتیم گرگان و بعدشم با مظاهراینا و مجید 3 روز اخر و شب احیا مشهد بودیم و برگشتیم 13 رفتیم رشت با مظاهر سه روز بوذیم و بعدش از سمت چالوس برگشتیم خوش گذشت وتجربه خوبی بود منم تقریبا 4 روز اخر ماه رمون فقط تونستم روزه بگیرم