بای پوشک
خیلی وقت بود که فکروذکرم شده بود مرحله ازپوشک گرفتن لیانا .فکرمیکردم خیلی سخت و نفس گیرحتما هست خیلی درموردش خوندم و سزچ کردم اول چندتا کتاب گرفتم چندروزی براش قصه و کتاب میخوندم .از پنحشنبه شروع کردم و تایم کوتاه صبح پوشکش نکردم و هر ۳۰دقیقه میبردمش توالت اولش محیط جذاب بود چون تاحالا اینجا نبود کلا همش دست به همه چی میزد و شیراب تاته بازمیکردهمه جاخیس و کثیف منم هی نفس عمیق و حرص توخودم .خلاصه الان یک هفتس که دیگه توخونه پوشک نمیپوشه فقط موقع خواب چون جیش کلا خودش میگه پی پی هم یکی درمیونه که خوب اونم یکم دیگه اوکی میشه .فقط فعلا تایم بیرون و حایی دیگه هم پوشکه ولی وقتی بازمیکنم تقریبا تایم حدود۲ ساعت هم معمولا خشکه .تااینحا که فعلا خوب پیش رفتیم
البته ازدیشب هم مریضه الانم داغه و بالا سرش نشستم که تب نکنه هنوز هم نخوابیدم فرداهم ببرمش دکتر
اینجا یه مکان خصوصیه برای دل عاشق دلی که خیلی وقته عاشقش شده میخوام خاطراتم همیشه واسم زنده بمونه هیچ لحظه ی از یادم فراموش نشه