سلام بعد از حدود۳ماه نت نداشتن

چه روزهایی بهمون گذشت تلخ و شیرین

ترس و استرس روزای جنگ

روزایی که خونمون ترک کردیم وازتهران رفتیم

کلا یکساله که داریم باترس ازجنگ و‌ازدست دادن زندگی میکنیم

حالا میرم مفصل تو تاریخ قبل مینویسم

خوشحالم که باز دفترخاطراتم بازشده میتونم بنویسم اینجا

این مدت چندتا فوتی پشت هم داشتیم

شوهرخاله حکیمه خاله فاطمه معصومه عمه مهم هابودن