بازسازی1
این چند روز همش درگیر خریدا و چی بخریم و چی کار کنیم بودیم خیلی کار داره از کاشی و کابینت و سرامیک و رنگ و ووووووو
فعلا حدود 100 تومن کنار گذاشتیم که مثلا بوجه ما ایتقدره و اینقدر خرج کنیم ولی مطمینم که گرونتر ازاین حرفا میشه
این چند روز همش درگیر خریدا و چی بخریم و چی کار کنیم بودیم خیلی کار داره از کاشی و کابینت و سرامیک و رنگ و ووووووو
فعلا حدود 100 تومن کنار گذاشتیم که مثلا بوجه ما ایتقدره و اینقدر خرج کنیم ولی مطمینم که گرونتر ازاین حرفا میشه
به وقت 24 ابان 1403
بالاخره امروز رفتیم خونه سند زدیم و تمام البته 2 به 4 سند خورد که بازم من راضیم چون مهم عوض کردن و بزرگ شدن خونه بودش
البته امروز هم محسن صبح خونشو با ما همزمان اجاره داد خونه محسن هم خیلی دوست داشتم خوب بود ولی قسمت نشد دیگه
بالاخره بعد از کش و قوسهای فراوان و اگهی های متعدد و مشتری های فراوان همچنان خونمون فروش نرفته و مامجبور شدیم قیمت پایین بیاریم ولی ولی در عوض خونه جدید پیدا کردیم و ایشالله فردا میریم برای وکالت و این داستانا
حالا بگم چطور... بابای میلاد یه خونه گرفته کوچه پایینی که مثلا تروتمیزش کنه یکم دیگه باز باقیمت بیشتر بفروشه رفتیم ودیدیم خیلی خوب بود دوخواب و نورگیربا همه چی فقط طبقه سوم بدون اسانسوره و اینکه داخلش نیاز به بازسازی داره دیگه خلاه قرار شد مااونجاروخودمون بازسازی کنیم و بعدش خونه وماشین بدیم به باباش و اونجارو بده به ما تااینجا خالی بشه و بتونیم بفروشیمش
حالا هزینه های بازسازی دیگه چقدر بشه نمیدونم هرچی طلا هم دارم باید بدم بره و دیگه بعدش کاملا خالی میشیم و البته بدون ماشین ولی در عوض خونمون بزرگتر میشه و ایشالله کم کم یه ماشین هم بتونیم بگیریم
اینم بگم تاامروز 8 روزه که روزه گرفتم کو تا جبران 3 سال بشه ولی خیلی راحته سریع اذان میشه و هیچی از گشنگی نمیفهمم
یوقتا میشینم فکر میکنم تو این زندگی این همه مدت تنها بدون لیانا چجوری زندگی میکردم صبپح تا شب چجوری .البته به غیر از روزایی که سرکارمیرفتم
واقعا بچه جیه اخه اینهمه شیرینی و قشنگی از کجا درمیاد هیچوقت هم فکرشم نمیکردم یه بچه اینجوری بشه تمام وجود من
همیشه ارزو داشتم دختر داشته باشم موهاشو شونه کنم ببافم دیگه اینقدر قشنگ حرف میزنه و مهربونه که یوقتا اینقدر لهش میکنم فشارش میدم