اوا

امروز صبح صبح اوا به دنیا اومد .خیلی کوچولو و نازه شبیه رها خیلی خوشحالم کاشکی منم زودتر بتونم یه دختر داشته باشم به این نازی

ما کلا خیلی بدشانسیم ومدام بدبیاری میافته تو زندگیمون.دیروز میلاد باموتور زد به یه پیرزن و پاش اسیب دید اولش که رضایت نداد و شب توبازداشتگاه نگهش داشتن و صبح با باباش رفتیم و با سند اومد بیرون . خلاصه که گند زده میشه تو حالمون .حالا داستان داریم با این زنه و دخترش .بیمه هم نمیدونم قبول کنه یا نه چون گواهینامه موتور نداره .خلاصه که عصابمون خیلی خرابه