تولد میلاد

امسال برخلاف سالهای قبل از قبل  یکم پول جمع کردم و یه کادو برای تولد میلاد گرفتم .عطر

دیشب خودم هم کیک درست کردم و به مژده و ملی گفتم بیان اینجا که مامانش زنگ زد وگفت من خودم شام الویه درست کردم میارم اونجا چیزی درست نکن. شب هم برخلاف معمول که زنگ زدم بابای میلاد اون هم اومد اصلا هیشی فکر نمیکرد بیاد خلاصه شب خوبی بود .خودش هم خیلی ازم تشکرکردو گفت لازم نبود اینقدر خودتو اذیت کنی عزیزم

مرداد

این چند روز رفتیم شمال  بماند که دلم میخواست با مامان اینا بریم دهملا ولی نشد. اول قرار بود فقط جواد و شیما باشن که مامانش ایناهم اومدن هوا خیلی گرم بود و همش افتاب و طبق معمول از اون استرس ها .ماسوله هم رفتیم یه شب و در انتها خسته وکوفته به خونه برگشتیم قشنگ یروز خواب بودیم خخخ

روابط میلاد ومژده هم خوب شده خداروشکر بیمه موتور هم انگار داره حل میشه خداکنه تموم بشه زودتر