از عید تامحرم
الان اومدم دیدم خیلی وقته که ننوشتمو اینجا نیومدم از بس که سرم شلوغ بود از عید قربان میگم که رفتیم دهملا دو روز اونجا بودیم مامان اونجا قربونی کرد و ماو مظاهر اینا هم رفتیم هوا خوب بود و خلوت ولی خیلی خوب بود وقتی برگشتیم بنایی خونه بابای میلاد اینا شروع شد بنایی اساسی و حسابی .و خودشون هم اومدن اینجا .گفته بودن که بیست وپنج روز طول میکشه ولی الان بیشتر از یک ماه شده و خونمون حسابی وکثیف و بهم ریختس در حداللمپیک .خودشون هم حسابی خسته و کلافه شدن و منتظرن که زودتر تموم بشه و برن.
چندروز محرم هم باز طبق معمول رفتیم دهملا و اومدیم خلاصه که همه باهم در فضای کوچیک خونه بسختی کنارهمیم 
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۶ ساعت 18:1 توسط م.ن
|
اینجا یه مکان خصوصیه برای دل عاشق دلی که خیلی وقته عاشقش شده میخوام خاطراتم همیشه واسم زنده بمونه هیچ لحظه ی از یادم فراموش نشه