بعد از چهل روز مهون داری یه خونه تکونی حسابی کردم  خیلی خسته شدم .14مهر بود که باباش هم عمل قلب کرد تو این گیروداد خونه و بنایی همه چیز قاطی شده بود .وقتی هم که مرخص شد دوسه روز باز اینجا بودن تا رفتیم خونشون مرتب و تمیز کنیم خیلی طول کشید .هم اونجا هم خونه  خودمون یعنی دو طرفه پدرم در اومد

این هفته هم دوتایی رفتیم شمال یروزه بود و خیلی کوتاه ولی خیلی حال و هوامون عوض شد هوا خیلی عالی و خوب بود .دیروز هم مامان اینا با عمه زهرا دعوت کردم خونمون بعد از مدتها عمه که دفعه اولش بود شام دعوتشون کردم .اخر هفته هم که باز تعطیله خیلی دلم میخواد بریم قم .در ضمن پنجشنبه هم خونه زنعمو دعوتیم واسه نذری حلیم .پارسال که نشد بریم ولی امسال میریم