بهمن 97
این سال تقریبا تو بهمن چند روز تعطیل پشت هم داشتیم که سریع برنامه شمال چیندیم .ایندفعه با ملیکا رضا و مریم .خیلی خوش گذشت و لی در انتهاباز یه ضدحال خوردیم و یه ر وز زودتر از موعد برگشتیم .شب رفته بودیم ساحل که ماشین تو شن گیر کرد که میلاد تا از شن اومد بیرون یهو از عقب خورد به یه چیزیو در صندوق عقب کاملا له شد و تقریبا نزدیک یه ملیون هزینه رو دستمون گذاشت .هععی البته دیگه اینا واسمون عادی شده .
البته تو این هفته دوتا عروسی هم داشتیم یکی حامد پسرعمه میلاد که نرفتیم عروسی .
و جمعه هم عروسی محسن که باز هم نرفتیم .داستان از این قرار بود که محسن هیشکدوم از فامیلا دعوت نکرد و فقط ما با بابا اینا .که بابا هم حسابی ناراحت شدن و یکم بحث با محسن واکرم کردن که باعث شد نرن و ماهم تنهایی کجا پامیشدیم میرفتیم
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۷ ساعت 19:17 توسط م.ن
|
اینجا یه مکان خصوصیه برای دل عاشق دلی که خیلی وقته عاشقش شده میخوام خاطراتم همیشه واسم زنده بمونه هیچ لحظه ی از یادم فراموش نشه