هفته ششم
حالم خوبه ولی یدفعه زیر شکمم چنان تیری میکشه که نفسم بند میاد امروز ازمایش دادم و نوبت برای سونو هفته دیگه گرفتم
یه هفته باز همه جا تعطیله و ماهم جایی نرفتیم نمیتونم زیاد تو ماشین بشینم مدام بایدی برم دستشویی
حالم خوبه ولی یدفعه زیر شکمم چنان تیری میکشه که نفسم بند میاد امروز ازمایش دادم و نوبت برای سونو هفته دیگه گرفتم
یه هفته باز همه جا تعطیله و ماهم جایی نرفتیم نمیتونم زیاد تو ماشین بشینم مدام بایدی برم دستشویی
باازمایش مثبت رفتم دکتر گفت تا سه هفته دیگه برم سونوتا ببینیم جنین تشکیل شده و ضربان داره تا دیگه خیالم هم راحت بشه بعد به بقیه اعلام کنم
دوس ندارم فعلا کسی چیزی بدونه اصلا لزومی نداره .بهرحال خیلی خوشحالیم مییلادهمچنان استرس وهمش میگه کار نکن بششین استراحت کن .اخه بشینم کی خونه جمع میکنه غذامیزاره و کارای دیگه ....
خدایی باورم نمیشه که شدددددد امروز ظهر دوباره تست زدم و سریعا دوخط مثبت شد یه لحظه قلبم واستاد وقتی به میلاد گفتم شوک شد یه لبخندی زد گفت خدایا شکرت همین ولی فکر میکردم خیلی خوشحال نشه که شد شنبه برم ازمایش و دکتر ایشالله که این یکی برام بمونه فعلاهم به کسی نمیگیم
من ازمایش دادم ولی میلاد نه هنوز .هنوز هم نرفتم دکتر واسه پس فرذا نوبت دارم ولی نمیدونم برم یانه
امروز باید پریود میشدم نشدم هنوز حالم یجوریه اصلا .تمام استخونای بدنم درد میکنه و بیحالم دهنم تلخه و دقبقا حس و حال سه ماه پیش دارم ولی الان بی بی زدم منفی بود ولی یه هاله کمرنگ افتاد نمیدونم شاید زود زدم و چند روز دیگه هم بزنم نمیدونم فعلا هیچی.....