هفته 21
این چندهفته که ننوشتم خیلی درگیری داشتم هم ازطرفی دنبال خرید و این چیزا وهم اینکه میلاد باز تقریبا دوهفته مغازه نرفت و همون جنجال و داستان همیشگی داشتیم تا دیروز تاامروز که یکم دلم اروم گرفته بااینکه دلم نمیخواست اصلا بره بازم اونجا ....
کمد گهواره و خیلی از وسایل گرفتم ولی یکم خرده ریزباکالسکه اینا مونده که زودتربرم بگیرم چون ذیگه خیلی نمیتونم راه برم و زود خسته میشم نفسم میگیره هواهم که داره کم کم سردمیشه
فعلا هم رو اسم روشا به توافق رسیدیم
+ نوشته شده در دوشنبه دهم آبان ۱۴۰۰ ساعت 19:30 توسط م.ن
|
اینجا یه مکان خصوصیه برای دل عاشق دلی که خیلی وقته عاشقش شده میخوام خاطراتم همیشه واسم زنده بمونه هیچ لحظه ی از یادم فراموش نشه