هفته 32
31 هفته و 5 روز
روزا به سرعت سپری میشن و منم استرسم بیشتر میشه شبا که اصلا خواب راحت ندارم تا بخوابم میشه صبح . کارکردن و راه رفتن هم واسم سخت شده
از طرفی هم دلم یه خونه تکونی خوب میخواد
هفته پیش یه روزه رفتیم شمال و برگشتیم یکم ابوهوامون عوض شد و خوش گذشت بااینکه تنهایی خودمون بودیم
فعلا کاری نیس الا اینکه یه نوبت بگیرم بریم یه جندتا عکس اتلیه هم بگیرم و تمام
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم دی ۱۴۰۰ ساعت 23:52 توسط م.ن
|
اینجا یه مکان خصوصیه برای دل عاشق دلی که خیلی وقته عاشقش شده میخوام خاطراتم همیشه واسم زنده بمونه هیچ لحظه ی از یادم فراموش نشه