7ماهگی

این چندروز مریض بودم اولش گلو درد بعدشم تب و لرز

سینوسام چرک کرده بود اذیت شدم ولی نه به اندازه روزایی که کرونا داشتیم باز میلاد بود یکم لیانا میگرفت ولی بازخودم همه کارامو میکردم وسط تب و لرز لیانا گریه میکرد شیرمیخواست واقعا دیگه کلافه بودم میخواستم بزنم زیرگریه از بیحالی

غذای کمکی

دیگه‌لیانا شش ماهش تموم شد و الان میشینه البته باکمک و حواسم باید بهش باشه کم کم داره فرنی و حریره میخوره ازهفته بعدهم بهش سوپ کم کم میدم
این روزها بهترین و قشنگترین روزای زندگیمه چون فقط دارم از بودن دخترم لذت میبرم فقط نگاش میکنم و فشارش میدم میچلونمش از عشق زیاد این روزها مخصوصا سن ۶ و ۷ماهگی قشنگترین و خوشمزه ترین روزای بچس