یلدا
امسال بدترین و مزخرفترین شب یلدای عمرم رو داشتم .تادیر وقت خونه بودیم و جایی هم نرفتیم .ولی میلاد به زور منو ملیکا وکیمی برد بیرون که مثلا یه دوری بزنیم .که گفت بریم خونه عمو مجید همه اونجا هستن .خیلی مایل نبودیم بریم که رفتیم .که همونجا ملیکا و حسین الکی دعواشون شد و کلا همه چیز بهم ریخت .اصلا دلم نمیخواد توضیح بیشتر بدم خیلی حالم گرفتس...
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر ۱۳۹۴ ساعت 20:21 توسط م.ن
|
اینجا یه مکان خصوصیه برای دل عاشق دلی که خیلی وقته عاشقش شده میخوام خاطراتم همیشه واسم زنده بمونه هیچ لحظه ی از یادم فراموش نشه