خونه اول..
خیلی زود کمتر از دوهفته هم طول نکشید برگشتیم سر خونه اول و مغازه باباش.
روزهامون خیلی معمولی و مثل همیشه تکراری .اخرهفته ها هم خونمون شلوغ پلوغ .چه کنیم .نه تنوعی نه چیزی .بچه هم که دیگه صحبت کردن درموردش بی فایده است .دیگه واگذار کردم به خدا .هرچی قسمت باشه و خدابخواد ....
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۴ ساعت 19:10 توسط م.ن
|
اینجا یه مکان خصوصیه برای دل عاشق دلی که خیلی وقته عاشقش شده میخوام خاطراتم همیشه واسم زنده بمونه هیچ لحظه ی از یادم فراموش نشه