دیروز عزیز و عمه ها شام مهمون ما بودن امروز هم مامان اینا و ملیکا شام میان اینا تموم بشه یه مهمونی دیگه میمونه که محسن وبابا ایناهم بیان دیگه خیالم راحته کسی خاص دیگه ی شام نیستن اگرم بیان شب نشینی طورن لیانا که خوابیده شام حاضره کارامو کردم یکم شاید بخوابم دیروز چقدر بدو بدور کردم امروز ریلکسم