دیشب بله برون ملیکا بود و همه چیز به خیر خوشی تموم شد 

بعدش هم شب رفتیم  بیرون یه دوری زدیم خیلی هوا سرد و منم هیچی نپوشیده بودم ولی یکم دور دور زدیم و برگشتیم خیلی خسته بودم با اینکه کاره زیادی انجام نداده بودم 

امشب هم سالگرد ازدواج مریم و مجتبی خونشون دعوتیم .یکسال از عروسی اونا هم گذشت 

چند شب پیش با میلاد رفیتم پارک رازی اونجایی که کلی خاطره دوستی و باهم داشتیم کلی راه رفتیم و حرف زذیم و خوش گذروندیم تنها تو پارک 1 نیمه شب خیلی خوب بود  و حالمو عوض کرد حس کردم و هنوز خیلی دوسش دارم و کلی باید باهم خوش بگدرونیم دیشب هم کادو ولنتاین بهش دادم خیلی خوششش اومد مخصوصا از اون  عروسکه  ههه