ولنتاین
دیشب بله برون ملیکا بود و همه چیز به خیر خوشی تموم شد
بعدش هم شب رفتیم بیرون یه دوری زدیم خیلی هوا سرد و منم هیچی نپوشیده بودم ولی یکم دور دور زدیم و برگشتیم خیلی خسته بودم با اینکه کاره زیادی انجام نداده بودم
امشب هم سالگرد ازدواج مریم و مجتبی خونشون دعوتیم .یکسال از عروسی اونا هم گذشت
چند شب پیش با میلاد رفیتم پارک رازی اونجایی که کلی خاطره دوستی و باهم داشتیم کلی راه رفتیم و حرف زذیم و خوش گذروندیم تنها تو پارک 1 نیمه شب خیلی خوب بود و حالمو عوض کرد حس کردم و هنوز خیلی دوسش دارم و کلی باید باهم خوش بگدرونیم دیشب هم کادو ولنتاین بهش دادم خیلی خوششش اومد مخصوصا از اون عروسکه ههه
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 15:47 توسط م.ن
|
اینجا یه مکان خصوصیه برای دل عاشق دلی که خیلی وقته عاشقش شده میخوام خاطراتم همیشه واسم زنده بمونه هیچ لحظه ی از یادم فراموش نشه