کار...
امروز بعد از مدتـــــــــها یه کار پیدا کردم .یه شرکت که دوست میلاد مدیرشه .امروز رفتم دیدم واز فردا قراره برم .بذک نبود و از هیچی بهتره .یکم دودلم چون ساعت کاریش زیاده تا بیام خونه میشه 7 و لش میافتم من که این همه مدت بخور بخواب بودم یقینا تا مدتها یکم اذیت میشم .حالا گفتم چند روز برم تا شرایط ببینم چی میشه .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۴ ساعت 18:22 توسط م.ن
|
اینجا یه مکان خصوصیه برای دل عاشق دلی که خیلی وقته عاشقش شده میخوام خاطراتم همیشه واسم زنده بمونه هیچ لحظه ی از یادم فراموش نشه