این چندروز خیلی خوشحالم اول اینکه فردا عقد ملیکاس . دومی اینکه میلاد از دیروز داره میره کلاس و این خیلی برام خوشاینده بااینکه همچنان هیچ اعتمادی بهش ندارم ولی حداقل میدونم میره چون خودش تنهایی نمیتونست بهرحال خییلی خوب شده

این ماه که رفته بودیم شمال همین تعطیلات خرداد با جواد اینا رفتیم سمت  اسالم خلاصه که میلادراضی شد و اولین اقدام برای بچه کردیم بااینکه این ماه اتفاقس نیافتاد ولی ته دلم راضی بودم

پیش میریم برای ماه اینده .البته بگم که خدوم این هفته پدرم ذراومد و تبخال زدم و حالم ناخوش بود