هفته ششم
خب نشد که بشه قسمت نبود که نگهش دارم خیلی زود شادیمون تموم شد و یکباره فرو ریختم
4شنبه بود که یهو دجارخونریزی شدم بدون علت و دلیل و در شش هفتگی بچم از ذست دادم اصلا نمیدونم چرا و به علت همه میگن معمولا اولی نمیمونه
بهرحال روزای سختی بود چند روز درد و خونریزی داشتم تا یکم سرپا بشم از نظر روحی جفتمون داغونیم هم میلاد هم خوذم هنوز نتونستم کنار بیام
حالا باید سه ماه صبر کنیم و دوباره اقدام شروع کنیم
بهرحال قسمت و مصلحت اینجوری بود که نتونستم نگهش دارم و شادیمون فقط همون چند روز بود
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم فروردین ۱۴۰۰ ساعت 23:40 توسط م.ن
|
اینجا یه مکان خصوصیه برای دل عاشق دلی که خیلی وقته عاشقش شده میخوام خاطراتم همیشه واسم زنده بمونه هیچ لحظه ی از یادم فراموش نشه