تا چند روزی بود که اوضامون خوب شده بودا 0تا دو سه روز پیش که میلاد زنگ زد  که گفت با بابام دعوام شد اونم چه دعوایی به کتک کاری کشیده شده همدیگرو زدن ...0 اونم اومده بیرون دیگه نرفته خونه  باباش هم حالا لج کرده نه خوننه نه تو مغازه راش نمیده  میگه دنبال کار جدید باش0 حالا ما هم چند وقت دیگه مثلا عروسی داریم0 هیچ کارمون هم نکردیم   حتی نصف پول خونه هم جور نشده واسه وام هم نیاز به ضامن داریم 

حال خودش هم حسابی پشیمونه   نمیدونه چیکار کنه0 فعلا باید چند روزی جلوش افتابی نشه تا ابا از اسیاب بیافته حالا قراره بریم گرگان امروز0 تا اوضاع ارومتر بشه اخه بچه این چه کاری بود کردی0