برا عید رفتیم گرگان حتی ساعت تحویل هم توراه بودیم هوا سرد بود کلا هیجا نرفتم و همش تقریبا خونه بودیم بخاطر لیانا که سرما نخوره تقریبا یکهفته موندیم و برگشتیم تئاین مدت نتونستم خوب بخوابم تقریبا سختیش همین خواب و کلافگیه

خبرمهم که اینروزا ذاریم محسن هم بچه دارشدن یه دختر فاطمه هم اسمش میخوان بزارن حدودای مردادهم بدنیامیادفکرکنم