خونه نو
یه شب بخیر از خونه جدید خسته و کوفته و له داغون
صبح ساعت۱۱ اسباب اوردیم لیانا گذاشتم خونه مادرشوهرم
مامان هم ساعت ۱بود اومدتاعصر تقریبا آشپزخونه تموم شد
ولی خیلی ازکارا و اتاقا مونده دیگه ولو شدم آلان تاصبح که ادامه کارا
دلم میخوادصبح زیادبخوابم ولی خیلی کاردارم
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی ۱۴۰۳ ساعت 1:30 توسط م.ن
|
اینجا یه مکان خصوصیه برای دل عاشق دلی که خیلی وقته عاشقش شده میخوام خاطراتم همیشه واسم زنده بمونه هیچ لحظه ی از یادم فراموش نشه