بالاخره هم مامان رفت .سفره یکماهه که خیلی استرس ازاولش داشت .از دیشب که یهویی زنگ زدن و گفتن تا یکساعت دیگه بایدفرودگاه باشید در عرض یه ربع سریع رفتیم پایین و نیم ساعته رسیدیم فرودگاه و همه چی هول هولی شد .لیانا ازدیشب گریه و بغض داره نمیدونم این یه ماه چکنم بهونه میاره و اذیت میکنه