واای خدا جنگ به معنای واقعی .اینم ندیده بودیم که دیدیم

شبا و الان هم روزا صدای پدافند ضدهوایی بمب همه چی قاطی .ترس و استرس.لیاناهم که میترسه و یکم بعدش گزیه میکنه بهش شبا شربت خواب میدم که چیزی نفهمه بخوابه قشنگ خودمونم تاصبح بیداریم

شایدم بریم سمت گرگان چندروزی .ولی تاکی این اوضاع ادامه داره خدامیدونه