سند
چهارشنبه که نشد برم دندونامو درست کنم تا حاضرشدم لباس پوشیدم برم یهو دیدم یخچال خاموش شده و همانا سوختن یخچال و چندملیون خرجش ... هیچی دیگه همچنان نرفتم دنبال دندونام
از 4شنبه هم باز میلاد نرفته مغازه طبق معمول داستان حالا سرماشین
امشب موتور هم فروختیم تا فزداسند بزنیم حالا یا ماشین معمولی بگیرم یا موتور بهتر بین این دوتا که هردوش هم لازمه موندیم
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مهر ۱۴۰۴ ساعت 0:18 توسط م.ن
|
اینجا یه مکان خصوصیه برای دل عاشق دلی که خیلی وقته عاشقش شده میخوام خاطراتم همیشه واسم زنده بمونه هیچ لحظه ی از یادم فراموش نشه