فکر کنم خیلی وقته از نوشته قبلیم میگذره این چند وقت ینی حدود 20روزی نت ها کلا قطع بود و تقریبا هیجی نداشتیم کم کم که وصل شدیم دل و دماغی هم نداشتیم البته حال و روز همه داغون بود چقدر کشتن و مردن و داغ جوون موند رو دل خانوادها

البته تو این مدت ملیکا خونه عوض کرد منم خونه تکونی به پایان رسوندم و منتظرم روزه بگیرم باخیال راحت .اولین باره که اینقدر زود تموم کردم خونه تمیز و قشنگ مثل گل شده .هفته دیگه هم تولد لیانا خودمونی میگیرم و تمام میشینیم منتظر عید

واای اصلا عید دوست ندارم بخدا خوشم نمیاد اصلا ازهمون بچگی هم عیدی نبودم بخدا