بالاخره هم دیروز  هم  تمیز کاری خونمون تموم  شد  فقط مونده برم و بچینم  ببینم چیا کم دارم تا باز بخرم 

دیشب اصلا درستو حسابی نخوابیدم خیلی تو فکرو خیال میرم با اینکه به شدت خسته بودم از ساعت 10 رفتم تو جام باز خوابم نمیبرد این چند شب که نیلاد پیشم بود خوب خوابیدم ولی نباشه مدام تو فکرو خیالم فقط بیست روز دیگه به عروسیم مونده خیلی کارا مونده خرید وااااااای خدا کی تموم میشه 

خیلی دست تنهایم همه کارامونو  هم باید خودمون انجام بدیم حالا باز مامان با من هست میلاد که دست تنهاس از یه طرف مغازه از یه طرف خونه اگه یه چند دقیقه بیاد بیرون صدتا ننه پیدا میکنه فضول دورو برش زیادن اصلا هم عصاب نداره با همه قاطیه این کی میخواد خوب بشه نمیدونم والا ...