بغض دل
یه بغضی تو گلوم گیر کرده نمیذاره گریه کنم دلم پره از همه از همه ادمای خودخواخ دورو برم که فقط خودشونو میبینم داشته ها و نداشته کرده ها و نکرده ها رو فقط به رخ من میکشن منی که از خودم هیچی ندارم یه جورایی آسو پاسم یه ادم که واسه رسیدن به خوشبخت واسه رسیدن به ارامش باید دست به هرکاری بزنم حتی دروغ بگم تا اوضاع اروم بشه میگن اینا نمک زندگیه اخه چه نمکی نمیخوام نمیخوام از اول زندگیم رو کینه و لجو لج بازی شروع بشه ولی متاسفانه شده خیلیم شده طوری که جمع کردن این کینه ها خیلی زمان میبره
خدایا تو منو ببخش به خاطر اون کارایی که انجام دادم و فقط خودت میدونی من که نمیتونم به زبون بیارمش...
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 16:57 توسط م.ن
|
اینجا یه مکان خصوصیه برای دل عاشق دلی که خیلی وقته عاشقش شده میخوام خاطراتم همیشه واسم زنده بمونه هیچ لحظه ی از یادم فراموش نشه